top of page

ساواک بازدارنده تجاوز سیاسی و امنیتی

ساواک بازدارنده تجاوز سیاسی و امنیتی


ساواک پس از ماجرای مصدق به منظور مبارزه با عملیات براندازی کمونیستها در ایران تشکیل شد.

من نمی خواستم نسبت به رویه دول غربی در برابر کمونیست ها اظهار نظر و قضاوت کنم ولی فراموش نکنیم که ایران دارای یک مرز مشترک طولانی با اتحاد جماهیر شوروی است گرچه ما موفق شدیم با این کشور روابط مودت آمیز حسن همجواری و همکاری اقتصادی برقرار کنیم با این وجود باید بگویم که پس از جنگ جهانی دوم، مناسبات ما خالی از اشکال و نشیب و فراز نبود؛

زیرا در سالهای جنگ و تا ۱۳۲۵ قسمتی از خاک ایران در اشغال نیروهای شوروی بود و سپس در آخرین ماه های حکومت مصدق حزب توده چنان قدرت یافته بود که امید داشت ایران را تحت تسلط خود در آورد. پس ما ناچار شدیم نه به خاطر دفاع از رژیم بلکه به خاطر حفظ تمامیت ملی این حزب را غیر قانونی و ممنوع اعلام کنیم.

(۱) پاسخ به تاریخ ، ۲۵۳


انگیزه هدف و هستۀ نخستین سازمان ساواک

سازمان ساواک در ایران پس از بحران سازیهای دولت زیان بار مصدق که پای کمونیست های ضد ایرانی و برانداز را به کشور گشوده و در صدد آسیب رسانی به روند پیشرفت کشور بود،

در سال ۱۳۳۵ و با یاری گرفتن از سازمانهای اطلاعاتی امنیتی کشور آمریکا به وجود آمد. سیاست تروری که اسلام گرایان پس افتاده بنیادگرا و چپ اندیشان تروریست و خرابکار و زیانبار پس از رضاشاه بزرگ در کشور پیشه کرده بودند برجسته ترین عامل برپایی سازمان امنیتی داخلی در ایران بود.

کشتار ددمنشانه اندیشمند سترگ ایرانی احمد کسروی تبریزی در سال ۱۳۲۵ به دست فداییان اسلام ترور عبدالحسین هژیر، نخست وزیر در سال ۱۳۲۹ به دست فداییان اسلام، ترور عبدالحمید زنگنه، وزیر فرهنگ وقت در ۲۸ اسفند سال ۱۳۲۹ به دست فداییان اسلام ترور نخست وزیر بی مانندی مانند علی رزم آرا در سال ۱۳۳۰ به دست فداییان اسلام تلاش برای ترور حسین علاء در سال ١٣٣٤، و موارد دیگری ازین دست خرابکاریهای امنیتی نمونه هایی بود که بنیاد یک

سازمان امنیتی در داخل کشور را بایسته می نمود.


ایجاد ساواک به منظور مبارزه با فعالیتهای براندازی خارجی و داخلی علیه استقلال و تمامیت ارضی ایران بود. مسئولیت بنیان گذاری ساواک در سال ۱۳۳۲ به سپهبد تیمور بختیار تفویض شد.


وی درین کار از «سیا» کمک خواست تعداد زیادی از کارمندان ساواک برای طی دوره های آموزشی به آمریکا رفتند و در اداره مرکزی «سیا» به کارآموزی پرداختند.

همچنین دوره های کارآموزی انفرادی و دسته جمعی برای کارمندان سازمان اطلاعات اروپای غربی ترتیب یافت تا با روشهای آنان آشنایی حاصل کنند.


سپهبد بختیار تا سال ۱۳۴۰ بر سرکار بود.

درین تاریخ، من این شخص جاه طلب و طماع را از کار برکنار کردم؛ زیرا از قدرت خود برای تامین منافع شخصی استفاده میکرد و از توسل به روشهای خشونت آمیز امنتاع نداشت بختیار به خارج اعزام شد و در بیروت به توطئه بر ضد ایران مشغول گشت و چند سال بعد بر اثر یک سوء قصد در عراق به قتل رسید.

(۱) پاسخ به تاریخ ، ۲۵۳-۲۵۴


برپایی سازمان امنیتی اطلاعاتی درون مرزی در راستای نگهداشت یکپارچگی سرزمینی و پاسداری حق امنیت شهروندان، افزون بر اینکه ریشه های ملی میهنی داشته و در فرهنگ ایرانی بدان توجه شده است

بر پایه الگوبرداری از سازمانهای مشابه آن در کشورهای آمریکایی و اروپایی انجام گرفت و برخلاف تبلیغات نیروهای انیرانی که آن نهاد ملی میهنی و خدمتکار را به عنوان یک نهاد مخوف و ترسناک شناساندند، نه تنها ایجاد سازمان ساواک هیچ کار نو و بدعت آلودی نبود،

بلکه وجود آن به دلایل فراوان سیاسی و امنیتی برای کشوری مانند ایران بسیار محل نیاز بود در ایران مثل هر کشور دیگر خائن و جاسوس خرابکار حرفه ای وجود داشت دولت ما و فرماندهی قوای مسلح ما به خاطر دفاع از امنیت ملی مجبور بودند از فعالیت آنان آگاه باشند و با آنها به مبارزه پردازند این کار وظیفه و نقش ساواک بود.

ساواک در مقام یک سازمان اطلاعات و ضد جاسوسی عمل می کرد و I فعالیت داخلی آن به عنوان ضابط دادگستری بود که این وظیفه هم به توصيه قضات بین المللی درین اواخر از آن سلب و به شهربانی و ژاندارمری محول شد.

(پهلوی، بی تا: ۲۵۴)


سازمانهای مشابه ساواک در همه کشورهای جهان وجود دارد که وظیفه آنها حفظ و پاسداری امنیت داخلی و خارجی هر کشور است. به عنوان مثال باید به (کاچی بی) در اتحاد جماهیر شوروی و «سیا» در ایالات متحده آمریکا اینتلیجنس سرویس در بریتانیای کبیر و اس دی ای سی ای در فرانسه اشاره کرد.


چه دلیل داشت که ما ایرانیها فعالیت تروریست ها را در سرزمین خود بپذیریم ولی ایتالیایی ها مجاز باشند با بریگاد سرخ یا آلمانها با گروه معروف «بادر مبارزه کنند چرا کسی تعجب نکرد وقتی که در یک روز و در آن واحد شش زندانی در آلمان با شلیک گلوله خودکشی کردند و هیچکس نپرسید چگونه آنها اسلحه به - دست آورده بودند؟

(۱) پاسخ به تاریخ ، ۲۵۲-۲۵۳


با این انگیزه ها و اهداف سازمان ساواک شکل گرفت.

«هسته اولیه ساواک از گروهی از افسران مورد اعتماد نیروهای مسلح تشکیل شده بود که به نوبه خود کارمندان دیگری از میان کادر نیروهای مسلح و یا فارغ التحصیلان دانشگاهها انتخاب و استخدام کردند.

در نهایت امر کارمندان غیر نظامی در ساواک کاملاً اکثریت داشتند.»

(پهلوی، بی تا: ۲۵۴-۲۵۵)


ساواک، آماج یورش گلوبالیسم

امروز رادیوی تهران با شادمانی خبر داد که بزرگترین خونخوار قرن مرده است. با شنیدن این خبر کارتر به من گفت: «شاید مرگ شاه بتواند راهی برای شکستن بن بست گروگانها باز کند و سرانجام موفق شویم به تلاش تازه ای برای حل این مسئله دست بزنیم. سپس در حالی که خاطرات گذشته اش را از شاه و سرنوشت او را مرور میکرد:

گفت فکرش را بکن از روزی که من برای اولین بار شاه را در سال ۱۹۷۷ دیدم تنها در عرض سه سال چه بر سرش آمد؟!

از اوج قدرت به زیر افتاد، تاج و تخت و مملکتش را از دست داد و بالاخره نیز در غربت جان سپرد.»


سپس افزود: ولی هیچ وقت حاضر نشد برای حفظ سلطنتش از قدرتی که داشت استفاده کند و مردمش را بکشد.

شگفت این است که مردی که بارها متهم به اعمال روشهای خشونت آمیز علیه مخالفان سیاسی خود شده بود در موقع بالا رفتن بلوا، حاضر نشد به نیروهای مسلح خود دستور تیراندازی به روی مردم را بدهد. وقتی هم که نارضایتی ها اوج گرفت، فرمان داد که سربازان به شلیک تیرهای هوایی اکتفا کنند و شورشیان با اطمینان به اینکه ارتش به سوی آنها شلیک نمیکند جرئت زیادتری پیدا میکردند.

(۱) مشاور ویژۀ کاخ سفید در زمان ریاستجمهوری جیمی کارتر، بهنقل از کتاب: جنایات و مکافات، ۲۰۵-۲۰۶


بر خلاف تبلیغات نیروهای انیرانی قدرت و کارکرد ساواک بسیار روشن دارای چهارچوب و بر پایه موازین حقوقی بوده است.

ساواک نه تنها یک نهاد امنیتی سالم و بسیار سودمند بود، بلکه دخالت آن در امور وابسته به دادگستری یک دروغ آشکار است که در نیمه دوم دهه پنجاه به اوج خود رسید تا مردم ناآگاه را فریب دهند و در مشروعیت ساختار سیاسی شاهنشاهی پهلوی رخنه کنند.


دخالت ساواک در امور مربوط به دادگستری کذب محض است.

جریان دادرسی در ایران کاملاً شبیه به کشورهای غربی بود با حق استفاده از وکیل مدافع حق تقاضای استیناف و مراجعه به دیوان عالی کشور در آخرین ماههای ۱۹۷۸، مقررات مربوط به بازپرسی نیز تغییر یافت و به متهمان اجازه داده شد که حتی در مراحل بازجویی از حضور وکلای عدلیه استفاده کنند.


مخالفان نظم و امنیت و ترقی ایران درباره فعالیت های ساواک دروغ پردازی های بسیار کرده اند از جمله اینکه تعداد زندانیان سیاسی در ایران بین ۲۵ هزار تا یکصد هزار نفر بوده است. حال آنکه طبق یک گزارش محرمانه که از طرف مخالفین رژیم تهیه شده و بر ضد ساواک مورد استناد قرار گرفته است، طی نه سال یعنی از ۱۹۶۸ الی ۱۹۷۷ تعداد کل کسانی که به دلایل سیاسی به وسیله ساواک توقیف شدند دقیقاً سه هزار و صد و شصت و چهار نفر بوده است.

(۱) پاسخ به تاریخ ، ۲۵۵


وانگهی، «هنگامی که آقای جیمی کارتر پرچم جنگ صلیبی حقوق بشر را علیه ایران به دوش گرفت ۳۵ کشور دیکتاتوری از میان کشورهایی که با رژیمهای مطلقه اداره می شدند، چه در آمریکای لاتین، چه در آفریقا و چه در آسیا حکومتهایی داشتند که یا آشکارا به دست سازمان سیا روی کار آمده بودند و یا تحت حمایت همه جانبه آمریکا قرار داشتند و در همه آنها اختناق و فشار بیشتر از ایران بود و ساواک های هر کدام پرونده هایی بسیار سیاه تر از پرونده ساواک ایران داشتند.

با این همه درست در همان موقع به جز سازمانهایی مانند کا.گ.ب و سیا و اینتلجنس سرویس و موساد، تنها نام ساواک ایران بود که به لطف امپراتوری خبر برای صدها میلیون مردم جهان نامی شناخته شده بود در حالی که حتی مردم کشورهایی چون فرانسه یا آلمان یا ایتالیا که بدین خوبی با نام ساواک آشنایی داشتند، غالباً نام سازمانهای امنیتی کشورهای خود را نمیدانستند.


با نمک اینکه سفیر پیشین انگلستان در ایران در کتاب خود با نام «غرور و سقوط» از تلاش های شبانه روزی رسانه های دروغ پراکن گلوبالیستی در تخریب ساواک اینگونه نوشته است که میان همه سازمانهای امنیتی جهان دستگاههای روابط جمعی جهان غرب در اواسط دهه ۱۹۷۰ از ساواک ایران دیو مهیبی ساخته بودند و گزارشهای دائمی مربوط به عملیات این سازمان به صورت یکی از دل مشغولی های اساسی جمعیت ها و سازمانهای هوادار حقوق بشر در اروپا و آمریکا درآمده بود.» (شفا، ۱۳۷۹) (۲۰۲) غافل ازینکه این سازمان از روز بنیانگذاری خود با همکاری بسیار نزدیک آمریکا پدیدار شد و کارشناسان گوناگونی از اسرائیل نیز پسین ترها بدان پیوستند، با این همه، نه تنها از سوی کشور آمریکا محل اعتراض و انتقاد نبود، بلکه نخستین رئیس این سازمان نیز به گرمی مورد پذیرایی جان اف کندی قرار گرفته بود. (شفا، ۱۳۷۹ (۲۰۲) زنده یاد شجاع الدین شفا پیرامون تبلیغات دروغین رسانه های گلوبالیسم پیرامون سازمان ساواک می نویسد:

از نظر طراح های بسیج تبلیغاتی و روانی ضد شاه» کافی نبود که از شاه فقط یک خون خوار قرن ساخته شود. برای تکمیل برنامه لازم بود از وی یک شکنجه گر قرن نیز ساخته شود ... و چنین هم شد.


خانم لزلی بلانش نویسنده سرشناس به دیدنم آمد. وقتی که درباره کتاب تازه اش صحبت شد گفت: هر وقت در جمع دوستانم حرفی از کتاب جدید من درباره ایران به میان می آید اولین چیزی که از من می پرسند این است که چرا از رژیمی صحبت می کنی که شاه آن آدمها را به صندلی الکتریکی می بندد و زنده زنده کباب میکند؟


جون باتز خواننده آمریکایی طی مصاحبه ای در یکی از برنامه های شبانه تلویزیون بی بی سی گفت که شاه عادت دارد با چشم خودش کشتار زنان و کودکان را در ایران تماشا کند.


«امشب ۱۳ نوامبر ۱۹۷۸ تلویزیون بی بی سی با یک نفر ایرانی که ادعا داشت از کارمندان عالی رتبه وزارت دربار ایران است و بعداً معلوم شد کارمند کوچکی بیش نیست، مصاحبه کرد. وی شاه را فاسد و قصاب و مسئول همه کشتارها خواند. گوینده تلویزیون از و پرسید چه توجیهی برای صفت «قصاب» دارید؟ جواب داد برای اینکه روز جمعه سیاه خود شاه بود که از هلیکوپترش به روی تظاهر کنندگان آتش گشود!


تصاویر متعددی از قطع اعضای بدن و شوک الکتریکی مخالفین در روزنامه های تایمز لندن و واشینگتن پست و بسیاری از نشریات معتبر دیگر غرب منتشر شد گروه های دست چپی و رادیکال متعددی در آمریکا و اروپا فعالیت خود را برین هدف متمرکز ساختند که رژیم شاه را هر چه بیشتر به افکار عمومی جهانیان یک رژیم وحشی و خونخوار معرفی کنند. تلویزیون BBC و تلویزیون CBS برنامه های مفصلی را به جنایتهای ساواک در ایران و خارج از ایران اختصاص دادند بنیاد لليوباسو در ایتالیا، انستیتوی مطالعات پلیسی در واشینگتن، انستیتوی ترانس ناشنال در آمستردام سازمان بین المللی سوسیالیست در اروپا ، کمیته آمریکن فرندز سرویس در آمریکا کنگره توده ای مدیترانه مورد حمایت لیبی انجمن بین المللی قضات دموکرات همه و همه در یک موقع و با یک برنامه واحد دست به کار مبارزه مشابهی شدند که تا آن هنگام کمتر سابقه داشت. و این درست در همان هنگامی بود که در داخله خود ایران نیز رونوشت مطابق اصل همین مطالب نوشته میشد:

رژیم سفاک حکومت نظامی به وسیله مأموران خود، در موارد متعدد، زنها را در خیابانها لخت کرده و لباس آنها را از تنشان خارج می کند و زنهای مسلمان به این ترتیب دست خوش ایذاء و تجاوز جانوران وحشی قرار میگیرند.


درست در همان نخستین روزهای بهار آزادی که جانیان و شکنجه گران ساواک را در حالی که در سراپای خود آنها آثار شکنجه نمودار بود بر صحنه تلویزیون می آوردند، اسداله مبشری مسلمان و مترجم نهج البلاغه و اولین وزیر دادگستری دولت انقلابی هر شب به منبر تلویزیون میرفت و از جنایات دوران طاغوت سخن میراند و شبی ازین شبها که سخت گرم بود به عنوان وزیر دادگستری و با حفظ کامل شرافت قضایی» خود با آب و تاب تعریف کرد که ساواکی ها عادت داشتند هر شب با سری بریده به خانه بروند و بر سر سفره، سر بریده یک انقلابی را کنار کاسه ماست و خیار بگذارند و اگر یک شب چنین نمیشد بچه ساواکی گریه سر میداد و از پدر میپرسید: «بابا، پس سر بریده کو؟» و شما انتظار دارید مش باقر، ساکن سه راه آذری وقتی که از زبان وزیر دادگستری وصف چنین صحرای کربلایی را می شنود چاقوی آشپزخانه اش را برندارد و سراغ همسایه اش که باغبان سابق ساواک بوده است نرود و سرش را گوش تا گوش نبرد و کنار کاسه ماست و خیارش نگذارد؟».


این تبلیغات شوم علیه سازمان میهن یار ساواک اگرچه در دهه پنجاه به دست رسانه های گلوبالیستی کمونیستی و دستان داخلی آنها انتشار یافت و چشم حقیقت بین ملت را به واقعیت ساواک بست و به بزرگ ترین دستاویز شورشیان گجستک بهمن ۱۳۵۷ تبدیل شد ولی در سالهای اخیر به ویژه پس از کار سترگ جناب عرفان قانعی فرد پژوهشگر ارشد امور خاورمیانه و تحلیلگر تروریسم در انتشار کتاب در دامگه حادثه که مجموعه ای از گفتگوهای ایشان با عالیجناب پرویز ثابتی میباشد با همه کم و کاستهای احتمالی که میشود درباره آنها به گفتگوی کارشناسی شده پرداخت، بر مردم ایران آشکار شد که ساواک نه یک سازمان مخوف بلکه بزرگترین سازمان برقراری امنیت درون مرزی بود و برآورده کردن بخش بزرگی از آسایش و امنیت مردم در روزگار پهلوی دوم به ویژه پس از انقلاب سفید شاهنشاهی در سایه سار تلاشهای شبانه روزی این نهاد خدمتکار و میهن پرست بوده است.


با گذاری بر نام دستگیر شدگان ساواک، از خسرو روزبه تروریست و قاتل گرفته تا علی خامنه ای معتاد و بدکاره که در کشور عراق به خامنئی الفرخ (خامنه ای مأبون) نامزد است و ملایان پیر قم همه میدانند امروزه بر همگان روشن شده است که ساواک نه تنها با ملت ایران و شهروندان عادی کاری نداشت، بلکه هر کاری میکرد برای این بود تا امنیت شهروندان ایرانی به دست مشتی ملای بدکاره و معتاد و بزدل و تقیه کار و توریه پیشه و چپول بی وطن و زیان بار و مجاهد تروریست و آدم کش تهدید نشود. با گذر زمان و با تجربه هایی که ملت ایران از سامانه اطلاعاتی امنیتی حکومت وحشت ( ج.ا‌ ) به دست آورده اند و یک ماه نشده یک جوان ایرانی را به خاطر داشتن تتوی شیر و خورشید محکوم به اعدام می کند بر ملت ایران آشکار شده است که هر چه درباره ساواک گفته شده دروغی بیش نیست و آویزان کردن متهم یا مجرم به پنکه سقفی در حال چرخش و تجاوز به متهم و مجرم در آن حال، نه تنها امکان ندارد، بلکه گوینده مخبل و شیرین عقل و دیوانه آن که روح نداشته اش درین اواخر به خمینی گجستک و استالین و لنین پیوست باید در غل و زنجیرهای تیمارستان نگهداری میشد نه اینکه در مجامع فرهنگی و ادبی برای خود ول بچرخد و کتاب بنویسد و سخنرانی کند.

هر چند فراتر از ساختار سازمانی سالم ساواک امکان اینکه یک مامور یا کارمند ساواک خودسرانه و فراقانونی دست به خشونت بزند، دور از امکان نمیباشد و صد البته این اقدامات خودسرانه در هر نهاد و سازمانی اجتناب ناپذیر میباشد شاهنشاه آریامهر در کتاب «پاسخ به تاریخ پیرامون این اتهامات درباره ساواک می نویسد:


طبیعتاً من نمی توانم از کلیه عملیات ساواک دفاع کنم. چه بسا ممکن است با تعدادی از زندانیان بدرفتاری شده باشد. ولی به صراحت میگویم که همواره دستور میدادم که از هر نوع رفتار و خشونتی اجتناب شود. هنگامی که صلیب سرخ بین المللی در مقام تحقیق پیرامون فعالیتهای ساواک برآمد، دستور دادم همهٔ زندانها را به روی نمایندگان این سازمان بگشایند و به کلیه توصیه های آنها عمل کردیم و ازین پس دیگر از کسی شکایت نرسید.

درينجا باید الزاماً حساب تروریستها را از حساب زندانیان سیاسی جدا کرد. برخورد میان تروریستها و ساواک یا کارمندان سایر سازمانهای انتظامی غیر قابل اجتناب بود و ناچار تلفاتی نیز داشت. هیچ کس تروریستها را به آتش افروزی و غارت و کشتار ملزم نکرده بود آنها آزادانه راه خشونت را اختیار کرده بودند.

در هیچ کشوری رئیس مملکت مسئول اعمال پلیس و یا سازمان های اطلاعاتی نیست که معمولاً زیر نظر وزیر کشور، وزیر جنگ و یا نخست وزیر فعالیت میکنند.


در ایران ساواک مستقیماً زیر نظر نخست وزیر بود. معمولاً رؤسای ممالک به تقاضای وزیر دادگستری از حق عفو و بخشودگی در مورد محکومین استفاده میکنند. من نیز با گشاده دستی ازین حق خود استفاده کردم.


با احساس تأثر بسیار اطلاع یافتم که مرحوم هویدا، نخست وزیر سابق و نیز سرلشکر ،پاکروان ارتشبد نصیری و سپهبد ناصر مقدم رؤسای پیشین ساواک قبل از اینکه به دست دژخیمان به قتل برسند همه اظهار داشتند هیچگاه دستوری از من در مورد نحوه رفتار با یک زندانی یک متهم یا یک محکوم دریافت نداشته اند.


طبق قانون من حق تخفیف و عفو و بخشودگی مجازات ها را داشتم و چنانکه گفتم پیوسته با گشاده دستی و بدون محدودیت ازین حق استفاده کردم. مخصوصاً همه کسانی را که به جان من سوء قصد کرده بودند حتی علی رغم مخالفت دادگستری، مورد عفو قرار دادم.


درباره زندانیان سیاسی به معنی خاص کلمه، و نه آتش افروزان و خرابکاران، باید صراحتاً بگویم که هرگز با آنان بدرفتاری نشد. هیچکس نمی تواند نام یک مرد سیاسی را که به دست ساواک نابود شده باشد ذکر کند.


برداشت از کتاب فیلسوف شاه ایرانشهر/ دفتر چهارم/ بخش یکم۲۸۲

Comments

Rated 0 out of 5 stars.
No ratings yet

Add a rating
bottom of page