top of page

اینجهانی بودن و بهروزی گیتیانه در اندیشۀ پهلویسم

اینجهانی بودن و بهروزی گیتیانه در اندیشۀ پهلویسم

سومین ارزش از ارزشهای فرهنگ پهلویسم، «اینجهانی بودن» است

چنانکه هرودوت در کتاب خود نوشته است ایرانیان نه تنها برای خدایان تندیس نمیساختند و معبد و قربانگاه برپا نمی داشتند بلکه اینگونه کارها را احمقانه میپنداشتند؛

زیرا برخلاف یونانیان هرگز باور نداشتند که خدایان به شکل آدمی باشند ایرانی ها همه جای این جهان خاکی را معبد و پرستشگاه میدانستند همین جهانی که در آن زندگی میکنیم برای یک ایرانی میدان نبرد روشنایی و تاریکی راستی و دروغ درستی و کژی نیکی و بدی زیبایی و زشتی آبادانی و ویرانگری آرامش و ناامنی سازش و ستیزه تندرستی و بیماری دانایی و نادانی فراوانی و نداری است و یک ایرانی همیشه باید تلاش کند تا با سلاح روشنایی ،راستی درستی، نیکی، زیبایی، آبادانی آرامش سازش، تندرستی دانایی و فراوانی در برابر دشمن تاریکی و دروغ و کژی و بدی و زشتی و ویرانگری و ناامنی و جنگ و بیماری و نادانی و نداری بیایستد!


فرهنگ و اندیشه ایرانی نه فرد محور بلکه اجتماعی ست و برای بهبود این جهان آمده است زندگی اینجهانی در فرهنگ ایرانی تحقیر نشده و خواستاری ثروت و خانواده بزرگ و خانه آباد و فرزندان فراوان و اسب و گردونه و گله و رمه و مزارع حاصلخیز حتی غذاهای گوناگون نه تنها در فرهنگ ایرانی ضد ارزش نیست، بلکه به آن سفارش نیز شده است ،جاوید نام ابراهیم پورداود می نویسد:


زندگانی نیک و شریف است جهان و آنچه در آنست مقدس است خوشی و خرمی از برای نوع بشر موهبت ایزدی ست، از آنها نباید خود را محروم ساخت فقر و مسکنت کرده اهریمنی ست به امید پاداش اخروی چشم از نعم دنیوی نباید پوشید، پریشانی و ذلت درین جهان سرمایه آبرو و اعتبار از برای جهان دیگر نخواهد شد در روز واپسین، مزد به کسی بخشیده

خواهد شد که از پرتو کوشش خویش زمین را آباد و مردم را شاد می سازد، خانه خُلدِ برین در گرو حسن عمل بندگان است آن کس که از پرتو کار و کوشش خویش مایه خوشی و آسایش دیگران را فراهم آورد خود نیز از کار و کوشش دیگران بهره مند گشته در خوشی و آسایش خواهد بود.


آنچه مورخین قدیم یونان مثل هرودوت و گوفون و کتزیاس و کورتیوس و دینون و غیره راجع به جلال ایرانیان نوشته اند به خوبی از پشتها هم پیداست بسا در آنها از قصرهای صدستون درخشان و بسترهای معطر و چرخهای درخشان گردونهای خروشنده و اسبهای شیهه زننده و تازیانه های طنین اندازنده و تیغ و تی و گرز و نیزه و خود و جوشن سیمین و زرین و لباس فاخر زربفت و تاج و طوق و گوشواره و دستبند گوهرنشان سخن رفته است.


فرهنگ ایرانی نه آن جهان را گم میشمارد و نه این جهان را خوار میدارد بلکه خواهان شکوه و فرهمندی انسان در دو جهان است و سرشار از روح امید خوشبینی به آینده و پهنابخشی به نیکی و داد میباشد. زرتشت به ما نسل شیک می آموزد که ما باید انرژی و توان خود را صرف خدمت و سعادت دیگران نماییم و موجبات آسایش آنان را فراهم آوریم تا بتوانیم جهان و جهانیان را خوشبخت سازیم. آدمی برای تاوان دادن به گناه ناکرده آفریده نشده است، بلکه آفریده شده تا در پرتو تکاپوی خویش جهان را با سلطنت آسمانی و توانمندیهای یزدانی خویش آباد سازد و در نبرد میان اهریمن ناامنی و ویرانی و جنگ و بیداد و بیماری و نادانی و خشکسالی و دروغ و پلشتی سرباز انرژیهای خوب و مثبت اهورای امنیت و آسایش و آبادانی و سازش و داد و دهش و تندرستی و دانایی و فراوانی و راستی و درستی باشد.


Comments

Rated 0 out of 5 stars.
No ratings yet

Add a rating
bottom of page