top of page

میراث فرهنگی پهلویسم در میهن پرستی و شاه دوستی

میراث فرهنگی پهلویسم در میهن پرستی و شاه دوستی

میراث فرهنگی پهلویسم در میهن پرستی و شاه دوستی جلوه گاه ارزشهای جاودان ایرانی

میهن پرستی و شاه دوستی هشتمین و نهمین ارزش از ارزشهای جاودان ملی در فرهنگ ایرانی است.

ایران زمین به باور ایرانیان از سویه های گوناگون، سرزمین مینوی و پاک و پربرکت به شمار می آید و همین سبب او را شایسته ستایش و پرستش ساخته و میهن پرستی برای ایرانیان را یک وظیفه آیینی و مینوی شناسانده است.

ایران سرزمینی ست که کیومرث به عنوان نخستین انسان آموزه های اهورامزدا را گرفته و نژاد آریایی را از دودمان او به وجود آورده است.


کناره دریاچه چیچست به معنی درخشان در آذربایجان ایرانشهر مکانی مینوی است که زرتشت در آن دیده به جهان گشود. «شرافت ارومیه درین است که در پارینه از سرزمین آن پیغمبری برانگیخته شده که به ایرانیان دین یکتاپرستی بخشید و به واسطه مواعظ خود آنان را به کشت و کار گماشت و آباد داشتن خانه فردای قیامت را منوط به آباد نگه داشتن خانه جهانی نمود.


کوه سولان / سبلان برای زرتشت به منزله طور سینا برای موسی در کیش یهودیت به شمار میآید و کتاب «یسنا» یادگار روزهای خلوت و پاکسازی او در آن کوه است آتورپاتکان یا آذربایجان پرستشگاه شاهنشاهی آذرگشسب میباشد و از سه واژه آتر (آذر) و پات پناه دادن و کان (سرزمین آمیخته و به معنی کسی است که ایزد آتش او را نگه داشته و پناه داده است.

افزون بر آتشگاه آذرگشسب که آتش پادشاه و سپاهیان بود آتشگاه آذرفرو با یا آذرفرنبغ در کاریان فارس آتش ویژه پیشوایان دینی به شمار می آمد و آتشکده آذربرزین مهر در ریوند خراسان به برزیگران اختصاص داشت.


وجود پاره مینوی سیستان و رود هیرمند از دیگر اسباب تقدس خاک پاک ایران است.

سیستان افزون بر اینکه زادگاه جهان پهلوان رستم است خاستگاه اصلی کیانیان میباشد و رونق کیش زرتشت در آن سرزمین بوده است.

دریاچه هامون در آموزه های مزدیسنا ازین جهت مینوی و پاک دانسته میشود که سه پسر از پشت زرتشت به فاصله هزار سال از یکدیگر در آن ظهور خواهند نمود.

نگاه داری نطفه سوشیانت در ایرانشهر برای رستاخیزی که حیات ابدی و روشنی و پاکی را برای انسانها به ارمغان آورد از دیگر اسباب تقدس سرزمین ایران است.

پل چینوت به معنی جدا کننده جهان خاکی از جهان مینوی که داوری روز پسین بر روی آن انجام خواهد گرفت، بر پایه آموزه های دینکرد»، از فراز کوه البرز تا قلعه دائیتی میگذرد و سبب دیگری بر مینوی بودن این پاره از جهان خاکی است نیرومندسازی چنین میهن مینوی و خوشبختی مردم خوش اقبال اینگونه سرزمین اهورایی شهریاران برگزیده فرهمند ایرانی را تنها هدف بوده است.


اورنگ پادشاهی برای پادشاهان بزرگ ایرانی ابزاری برای آبادانی و پیشرفت و امنیت ایرانیان به شمار میرفت ایران دوستی شاهنشاهان نیک آیین و فرهمند به چند گونه تجلی میکرده است کوشش برای آسایش و خوشبختی و توانگری ملت؛ تلاش برای بازداستن دشمنان از دست اندازی بر ایران برکشیدن بخردان ملی و تیزهوشان کاردان و سپردن کارها به دست آنان که نتیجه اش پیشرفت امور و سامان و نظم یافتن کشور و پادشاهی بود و نیز اهتمام در بسط و ترقی دانش و معرفت پلوتارک گزارش داده است که هر روز صبح یکی از پیشکاران ویژه دربار به شاه ایران میگفت شاهنشاها! برخیز و برای ملت و مملکت خود در کار و کوشش باش که اهورامزدا تو را چنین فرمان میدهد داریوش بزرگ از اهورامزدا میخواهد تا سرزمین ایران را از دشمن خشکسالی و دروغ پاسداری کند. و وجود هرگونه کالاهای خارجی و غیر ایرانی بر روی تخت شاه بسیار ممنوع بود.


میهن پرستی و شاه دوستی در فرهنگ ایرانی نه ریشه در نژاد پرستی دارد و نه در فرد محوری این دو ازین رو در فرهنگ ایرانی ارزش به شماره می آیند و سپاسگزاری و مهرورزی را برازنده هستند که کشورشان دارنده بزرگترین ثروتهای مادی و معنوی است و پادشاهانشان آفرینندگان بزرگترین ارزشهای انسانی و سرچشمه زندگی و رفاه و داد و دهش و آسایش و امنیت و آزادی و برابری و پاسداری از میهن و ملت بودند.


در باور شاهنشاه آریامهر میهن پرستی در سویه مثبت خویش که همراه با حفظ هویت و تشخص ملی و دفاع از آرمانها و ارزشها و مقدسات ملی ست نباید با سویه منفی و شووینستی آن، که دشمنی کورکورانه با سایر مدنیتها و تمدن هاست یکی انگاشته شود.

بلکه میهن پرستی ایرانی به این مفهوم است که هر ایرانی دوست دار سرزمین و زادگاه خود باشد و در فراهم آوردن رفاه میهن خود بکوشد و برابر نگاه تجاوزگر بیگانه بایستد.


پهلویسم، آیین نامه ای شکوه آفرین و اندیشه ای برای بهروزی اینجهانی

در پرتو این ارزشهای جاودانی بود که «پهلویسم» به عنوان یک گفتمان انسانی و زیست محیطی پیشرو و نه ایدئولوژی تاریخ مصرف - دار شکوهمندترین و اینجهانی ترین فرهنگ و تمدن بشری در روزگار باستان را پدید آورد تا پاسخگوی نیازهای زیستی انسانها و فراهم آور رفاه و فراوانی و آسایش و آرامش آنان در روزگار خود شود.


سلسله های پادشاهی سه گانه هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان که به درازای هزار سال نگین درخشان تمدن جهانی بودند، هر سه بر پایه این ارزشهای جاودانی استوار گشتند اینکه ایرانیان هزار سال سرآمد سهامداران فرهنگ و تمدن بشری شدند و بهترین کشاورزی، دامداری صنایع گوناگون معماری حمل و نقل دادوستد، وسائل معیشتی کشورداری، فلسفه و اندیشه ،دانش هنر ادبیات اخلاق و آداب را نه تنها برای ایرانیان بلکه برای جهانیان به ارمغان آوردند، همه در سایه سار این ارزشهای جاودانی بوده است که گزارش کوتاهی از میوه آن ارزشهای جاودانی در سپهرهای گوناگون مادی و معنوی را در خوانش می گیریم.

Comments

Rated 0 out of 5 stars.
No ratings yet

Add a rating
bottom of page